ٍstudent of Ferdowsi university
مكانيك كلاسيك يكي از قديميترين و آشناترين شاخههاي فيزيك است. اين شاخه با اجسام در حال سكون و حركت ، و شرايط سكون و حركت آنها تحت تاثير نيروهاي داخلي و خارجي ، سرو كار دارد. قوانين مكانيك به تمام گستره اجسام ، اعم از ميكروسكوپي يا ماكروسكوپي، از قبيل الكترونها در اتمها و سيارات در فضا يا حتي به كهكشانها در بخشهاي دور دست جهان اعمال ميشود. سينماتيك حركت: سينماتيك به توصيف هندسي محض حركت ( يا مسيرهاي) اجسام ، بدون توجه به نيروهايي كه اين حركت را ايجاد كردهاند ، ميپردازد. در اين بررسي عاملين حركت (نيروهاي وارد بر جسم) مد نظر نيست و با مفاهيم مكان ، سرعت ، شتاب ، زمان و روابط بين آنها سروكار دارد. در اين علم ابتدا اجسام را بصورت ذره نقطهاي بررسي نموده و سپس با مطالعه حركت جسم صلب حركت واقعي اجسام دنبال ميشود. بعزم مرحله عشق پيش نه قدمي که سودها کني اَر، اين سفر تواني کرد. فرهيختگي به معناي دريفت محفوظات نيست ، بلكه روندي ديرپاوهميشگي است. (گلوريا استانم ) هدف از آموزش آنستكه دانش آموزان بدون استفاده از معلم قادر به انجام امور خود باشند. (آلبرت هابارد) معلم موقعي مي آيد كه دانش آموز آماده باشد. (ضرب المثل چيني ) هر دانش آموزي قادر به يادگيري است ، اما نه همان روز ونه با همان روش (جورج ايوانز ) ما از روح بزرگ تقاضاي قدرت مي كنيم واو براي ما گرفتاري مي فرستد تا آبديده شويم. (دعاي سرخ پوستان ) هر رفتاري كه با بچه ها داشته باشيم همان را به جامعه منتقل خواهد كرد. منين گر ) هر كس در يك يا چند زمينه از استعداد طبيعي برخوردار است .ما فقط ناگزير از كشف اين رمينه يا اين زمينه ها هستيم. ( هولمن ) آنچه شاگردان مي خواهندياد بگيرند و آنچه معلمان مي خواهند ياد بدهند ، هر دو به يك اندازه مهم است . (لوئيز .اي .لباز ) وقتي كسي با لذت يادگيري انس گرفت ،اين لذت به روند دير پائي تبديل مي شود كه او را منطقي بار مي آورد.واين چاتش ولذت آموزش است. (كالينز ) دردرون هر معلم بزرگ ،معلم بزرگ تري نهفته است كه منتظر بيرون آمدن است. طوريرفتار كنيد كه گوئي هرچه مي كنيد اثربخش است. چون چنين است وغير از اين نخواهد بود. من بيش از معلمان وهمكارانم از دانش آموزانم آموخته ام ( تالمود ) به شاگردان خود بياموزيد از، از استعدادهاي وتوانادي هاي بالقوه ي خود استفاده نمايند. اگرقرار بود فقط خوش آواز ترين پرندهنغمه سرائي كند ، سكوت مطلق جنگل را فرا مي گرفت. كودكان شاهراه رشد وبالندگي هستند. هرگز ايدهايدرباره ي بچه ها وبراي بچه ها نداشته باشيد. (جورج اْوروِل ) ما همواره نگران آينده ي كودكانمان هستيم ، غافل از اين كه همين همروز براي خود كسي هستند. ( توشر ) هيچ حرفه اي شرافتمندانه تر از آموزش نيست ، معلم بزرگ ، هنرمند بزرگ است با اين تفاوت كه محيط كار او پارچه ي نقاشي نيست بلكه روح انسان ها است. تجربه نامي است كه هر كس روي اشتباهات خود مي گذارد. (اسكار وايلد ) ياد دادن حساب به دانش آموزان خوب است .، اما ياددادن اين كه در زندگي جه جيزهائي به حساب مي آيد وچه چيزهائي به حساب نمي آيد ، بهتر از آن است. (تالبرت ) اگر قادر به خواندن واژه ي " تشكر " هستيد ، از معلم خود تشكر كنيد. ( استيكر ) من دوست دارم گوش بدهم ، چون چيزهاي زيادي از گوش دادن آموخته ام ، مردم گوش نمي دهند. (ارنست همينگوي )
در باره ی تعليم و تربيت و انتخاب معلم
استاد جلاالدين همايي : معلم، يعني كسي كه براي معلمي خلق شده و شايستگي اين شغل مقدس و لياقت اين مقام و منزلت عالي را داشته باشد، بسيار گرانبها و عزيزالوجود است.
چنين نيست كه هر كس ايامي چند درس خواند و خط و سوادي به هم رسانيد، يا دست بالا به مقام اجتهاد قديم يا دكتراي جديد هم رسيد، واقعاً شايسته ايفاء وظيفه و شغل خطير معلمي باشد.
استاد در تاريخ 5/5/1345 در يك سخنراني اظهار داشته اند :
حدود 35 سال پيش مقاله اي تحت عنوان « هر خواننده اي داننده و هر داننده اي آموزند نيست » براي مجله تعليم و تربيت نوشتم، از آن زمان تاكنون، روز به روز بر تجربه من افزوده شده است اكنون هم از بن دندان مي گويم، « هر كس درس مي خواند، عالم حقيقي نمي شود و هر عالمي هم از عهده كار معلمي بر نمي آيد از صدها دانشجو، جز عده قليلي واقعاً عالم نمي شود و از صدها عالم نيز غير از معدودي واحد شرايط معلم حقيقي نيستند. »
درست فهميدن مطالب، هضم شدن معاني در روح، قوه تعبير و حسن تقرير، قدرت خلاقه بيانات خطا بي جهت تقريب و تأثير مطالب در ذهن دانش آموزان و دانشجويان، با رعايت اين شرط كه « هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد »، حِلم و بردباري، درست كرداري و راست گفتاري حسن شفقت و دلسوزي و مهرباني، مراعات شيوه دلالت و هدايت و بالجمله داشتن عواطف پدري نسبت به دانش آموز و دانشجو و امثال اينها از شرايط معلم واقعي است.
دكتر علي اكبر سياسي :
براي آنكه معلم، از نظر جسمي و روحي تربيت هماهنگ داشته باشد و براي انجام وظيفه آماده شود، بايد حداقل به مدت 2 سال شبانه روز زير نظر كارشناسان خبره قرار گيرد، و حتي الامكان د راين مدت از تماس با محيط بيرون و خارج از مركز تربيت معلم خوداري نمايد.
در بعضي از كشورهاي پيشرفته دوره دانشسراهاي شبانه روزي دوراني چهار سال است. شايسته است، اين روش را تعقيب كنيم، و به معلمان آينده جامعه خود پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك را بياموزيم و ترتيبي بدهيم كه محيط آموزشي ايشان در سطح بسيار والا قرار گيرد. بطور يقين وقتي محدوديت هاي موجود از نظر امكانات مادي و وسايل آزمايشگاه و ابزاركار هر رشته و ساير تجهيزات، برطرف شد شاهد رشد و شكوفايي انديشه خواهيم بود. دانشجو حداقل بايد در دانشسراي عالي براي مدت 3 سال دوره ببيند.
براي دانشسرا بايد بهترين دانش آموزان را بصورت ورودي انتخاب و گزينش كنيم و اين وظائف رؤساي نواحي و مناطق آموزش و پرورش مي باشد.
معلم دانشسرا علاوه بر مراتب فضل و دانش و بهره داشتن از علوم تربيتي بايد از نظر فضايل اخلاقي بين همكاران و همگنان ممتاز باشد.
بر همين اساس « در قانون معلم » داوطلبان ورود به دانشسرا ها مورد تشويق و حمايت جدي قرار مي گرفتند، و نيز براي معلمان اين مراكز امتيازات ويژه اي در نظر مي گرفتند. از نظر من، معلم در مقابل كار پرزحمت خود پاداش مادي ناچيزي دريافت مي كند، اما چيزهاي ديگري دريافت مي كند كه جنبه مادي ندارد و كساني كه در مشاغل ديگري كارمي كننداز دريافت آن محروم مي باشندوآن عبارتست از:
1 – معلم كسري درآمد خود را با لذات معنوي جبران مي كند،...
ادامه مطلب
اما حرکت هاي علمي وداهيانه و پيگير فرانسيس بيکن و رنه دکارت اروپائيان را از انزواي علمي خارج کرد. رنه دکارت کتاب احياء العلوم را نوشت و به روش پيشينيان در آموزش خط بطلان کشيد. و راه و رسم جديدي را پيش روي دانش پژوهان قرار داد که مشخص ترين آن عدم اعتماد و اطمينان به سخن پيشينيان بود. رنه دکارت با اينکه در ايام جواني در رديف دانشمندان زمان خود قرار گرفت، شجاعانه در آموخته هاي خود ترديد کرد و بر آن شد که با انديشه شخصي خود کسب علم و معرفت نمايد. « رساله گفتار » رنه دکارت تقريباً بيان کوششي است که در اين راه طولاني به عمل آورده است. در اين رساله رنه دکارت مي گويد، افراد بشر همه داراي عقل و خرد مي باشند يعني همه اين وسيله کسب علم و دانش را در اختيار دارند. اما به دليل آن که همگان اين وسيله را يکسان و درست به کار نمي برند، گمراه مي شوند. تنها کساني مي توانند به حقيقت علم برسند که روش صحيحي را در« راه بردن عقل » به کار گيرند.
دانشمند انگليس فرانسيس بيکن و حکيم فرانسوي رنه دکارت کوشيدند که اصولي را به دست دهند که کشف مجهولات ميسر گردد، دستورات بيکن تقريباً روي تجربه و مشاهده تأکيد دارد در حالي که دکارت بيشتر روي روش درست به کار بردن عقل تکيه دارد. اما در واقع اين دو دستور نه تنها با هم منافات ندارند بلکه مکمل يکديگرند، در عمل نيز هر دو در فعاليت هاي علمي خود، هر دو دستور را بکار برده اند.
اين دوکوشيدند دانش پژوهان را ترغيب کنند که در راه کسب معرفت با پاي خود گام بردارند و به عصاي ديگران تکيه نکنند.
تحقيقات علمي رنه دکارت بيشتر تفکر و تجربه شخصي بود، چنانچه خود او گفته است « همواره کتاب جهاني را مطالعه مي کرد، کار او سير تأمل در آثار طبيعت و چگونگي خلقت بود، يکي از دوستانش حکايت کرده است که روزي به ديدن او رفته بودم، خواهش کردم کتابخانه خود را به من نشان دهد، او مرا به پشت ساختمان برد، ديدم گوساله اي را پوست کنده براي تشريح آماده کرده بود، گفت : بهترين کتابها که غالباً مطالعه مي کنم از اين نوع کتاب ها است.
فرانسيس بيکن تخستين کسي است که بر پيکر جهل علم نماي اسکولاستيک زخم کاري زد روش بيکن مشاهده و تجربه و جمع آوري مواد بود، او معتقد بود براي استخراج قواعد بايد نهايت دقت و تأمل را بکار برد و به نقل قول و روايت اعتماد کرد. بلکه فرد شخصاً بايد به مشاهده و تجربه و تحقيق بپردازد و در استخراج کليات نيز نبايد شتابزده عمل کند. در موقعي که فرد مشغول تجربه مي شود، نبايد به حافظه خود اعتماد کند بايد نتايج مشاهدات خود را ثبت نمايد و سپس طبقه بندي کرده و جدول هاي مناسبي را تنظيم سپس به نتيجه گيري بپردازد در نتيجه گيري نيز مي گويد : پس از تأمل بسيار و زير و رو کردن مواد جمع آوري شده، آنچه به راستي با واقعيت مطابق و قابل استفاده است مي گيريم و باقي را دور مي اندازيم و هرگز در مسير علم شتاب و بلند پروازي نمي کنيم.
ادامه مطلب

حركت اجسام به دو صورت مورد بررسي است:
در اين نوع حركت پارامترهاي سيستم به صورت خطي هستند و مختصات فضايي سيستمها فقط انتقال مييابد. از اينرو حركت انتقالي مجموعه مورد بررسي قرار ميگيرد. كميت مورد بحث در سينماتيك انتقالي شامل جابهجايي ، سرعت خطي ، شتاب خطي ، اندازه حركت خطي و...ميباشد.
در اين نوع حركت برخلاف حركت انتقالي پارامتر اصلي حركت تغيير زاويه ميباشد. به عبارتي از تغيير جهت حركت ، سرعت و شتاب زاويهاي حاصل ميشود. و مختصات فضايي سيستم ها فقط دوران مييابند. جابهجايي زاويهاي ، سرعت زاويهاي ، شتاب زاويهاي و اندازه حركت زاويهاي از جمله كميات مورد بحث در اين حركت ميباشند.
ادامه مطلب
اکنون که در دانشگاه هاي ما در پاره اي از رشته ها – بخصوص علوم پايه – زمزمه کار تحقيقي آغاز شده است جا دارد اين زنده کردن روح تحقيق و پژوهش را از مدارس ابتدايي، راهنمايي و بخصوص دبيرستان شروع کنيم زيرا محققان آينده کشورما کساني هستند که اکنون درمدارس ابتدايي آموزش مي بيند.
براي اين کار به يک بسيج عمومي و مشارکت اجتماعي نيازمنديم، به مردم اعلام کنيم که از اين پس نمي خواهيم نفت خود را به ثمنِ بخس بفروشيم، نمي خواهيم معادن غني و سرشار خود را با بهائي ناچيز در اختيار بيگانگان قرار دهيم و ... بلکه مي خواهيم نفت خود را به وسيله کارشناسان و مهندسان ايراني شناسايي استخراج و تصفيه کرده و با آن تبديل به مواد قابل عرضه در بازارهاي جهاني عرضه کنيم.
هيچ سئوال کرده ايم که به چه دليلي معادن سيليس خود را با ارزان ترين قيمت به بيگانگان بفروشيم و عدسي هاي گوناگون را با گرانترين قيمت وارد مي کنيم؟ آيا تا به حال از خود سئوال کرده ايم که چرا بايد هزاران تن مواد خام به خارج صادر و مواد مصرفي ابتدايي را از خارج وارد کنيم؟ آيا حيف نيست ملتي که داراي استعدادهاي درخشان و معادن سرشار و آب و هواي مناسب ( حدود 45 درجه اختلاف دما در يک شبانه روز، ) مي باشد همچنان عقب مانده باقي بماند؟
پاسخ اين سئوال و ده ها سئوال ديگر در زمينه عقب ماندگي در شـؤن زندگي اجتماعي و فردي را بايد در آموزش و پرورش پيدا کرد. در آموزش و پرورش بايد يک راست به سراغ معلم و روش تدريس رفت.
معلمان کودکان ( 7- 6 ) ساله را به عنوان ورودي سيستم تحويل مي گيرند و پس از 12 سال آموزش از سيستم خارج
مي کنند، اگر روش تدريس معلم آميخته با تحقيق و پژوهش، آزمايش و تجربه و در ارتباط با مسائل خانوادگي اجتماعي – اقتصادي، فني و صنعتي و کشاورزي، خدماتي باشد. اگر معلم با استفاده از وسائل ديداري، شنيداري و سائل آزمايشگاهي، بازديدهاي علمي و نيز با برخوردي صحيح ( جذاب – هدايت گر- محبت آميز- از روي رفق و مدارا و سلامت نفس و ...) آموزش دهد، و اگر معلم از امکانات موجود حداکثر بهره برداري را بنمايد و البته اگر معلم به خلق و خوي معلمي آراسته و در عين حال از نظر زندگي تأمين باشد، مي توان انتظار داشت که وظيفه خود را به خوبي انجام دهد، تا گام هاي اوليه در راه تربيت نسل نو براي تحقيق پژوش برداشته شود.
ادامه مطلب
همانگونه که مي دانيم، کشور عزيز ما با کشور ژاپن
تقريباً همزمان با علوم جديد و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمين آشنا شد.
کشور ژاپن به لحاظ الگوبرداري درست از غرب و با تکيه بر
سنت هاي اصيل ملي، کار خود را از آموزش شروع کرد. در دور افتاده ترين روستاها، با
همکاري مردم، به طور جدي، مدارس ابتدائي را تأسيس و گسترش داد. معلمان اين مدارس براي
تدريس علوم از روش « يادگيري با عمل » بهره جستند. بدين معنا که دانش آموزان را
وادار ساختند، با اجراي آزمايش، پديده هاي طبيعي را تجزيه و تحليل و تفسير نمايند
و لذا موفق شدند با عشق و ايمان و علاقه و کوشش خستگي ناپذيري، بر مشکلات خود چيره
شوند.
همگان، در اين فکر بودندکه : با حداقل هزينه، قناعت فردي
و جمعي، بيشترين درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گيرند. همه هماهنگ با تلقي و
برداشتي درشت و عميق و هم راستا و هم سو براي بهبود کيفيت آموزش گام برداشتند، براي
خانه هاي مسکوني خود حداقل و براي مدارس حداکثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش
از روش شاگرد محوري بهره گرفتند. همه چيز را در اختيار مدرسه و معلم و دانش آموزان
قرار دادند، براي محيط آموزشي قداست ويژه اي قائل شدند. به دانش آموز شخصيت و
مسئوليت را به طور يکسان تفويض کردند، آموزش علوم با اجراي آزمايش بوسيله دانش
آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقيم و غير مستقيم با طبيعت و قوانين موجود
در طبيعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره مدرسه و کلاس شريک کردند. و آموزش
نظري با عملي به گونه اي همگام و همراه شد که در مدت کوتاهي توانستند، علوم که
مبنا و اساس صنعت و تکنولوژي است به طور چشمگيري تقويت کنند.
مسئولان سياسي و علمي و فرهنگي ژاپن بارها گفته اند، که
: « برخلاف آنچه عده اي تصور مي کنند، ما ابتدا از توسعه ي آموزشي و علمي شروع
کرديم و بعد به دنبال آن، به توسعه ي اقتصادي دست يافتيم »، در واقع مبناي اصلي
توسعه اقتصادي ژاپن « توسعه آموزشي » است.
متأسفانه دير زماني است که، علماي ما به علوم طبيعي توجه
و عنايت چنداني نداشته اند، و بيشتر وقت گرانبهاي خود را در مباحث و مسائل نقلي
صرف کرده اند. لذا کشور نتوانست، شخصيت هاي برجسته اي همچون : ابن سينا – محمد
بن موسي خوارزمي – ابوريحان بيروني – جابربن حيان – رشيدالدين فضل ا... و شيخ بهائي ...
را ( که در علوم طبيعي نيز تخصص داشتند ) به جامعه عرضه کند.
از سوي ديگر وقتي زمامداران اميرکبير بنيا نگزار
دارالفنون را از صحنه بيرون کردند، هدف هاي اصلي او را نيز فراموش کردند.
در کشور ما علوم طبيعي تدريس شد، اما بدون اجراي
آزمايش!! دروسي مانند فيزيک، شيمي و زيست شناسي و زمين شناسي به جاي اين که در
طبيعت تدريس شود و دانش آموز با چشم خود ببيند، با دست خود لمس کند، با مغز خود
بينديشد و با قلب خود اطمينان پيدا کند- ( بجز موارد استثنائي)_ در کلاس هاي در بسته
بدون تماس با خود طبيعت که موضوع درس است، مانند قصه و داستان تدريس شد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



