ٍstudent of Ferdowsi university
کنارم باش ... شاهد لحظه هایم باش... ببین با رفتنت چه دردی میکشم ... ببین دیگر زمونه طلوع عاشقانه ندارد ... ای عزیز دلم ای تنها سنگ صبورم با رفتنت من نیز نابود شده ام اری عزیز دلم من بی تو این زندگی این دنیا را نمیخواهم من تو را میخواهم تویی که صداقت را در اعماق وجودت حس میکنم پس نرو ... این دنیا برایم بی تو پوچ و بی مفهوم است نه ساعت ها بلکه سالیان دراز میخواهم ان قلب پاک و معصوم در زندان دل من باشد ای ستاره ی شب های بی قراری به ان ایزد یکتا که تو را مرا افرید قسم که دوستت دارم شاهد لحظه هایم باش ای ای تمام وجودم دوستت دارم به اندازه تمام دنیایی که پروردگار افریده تو را میپرستم دوست داشتم دستانت در دستانم بود تا از و دوست داشتنم را به زبان می اوردم عاشق چشمهایت دل مهربانت تنهایم نگذار ... ای عزیزم تنهایم نگذار من به جز تو همدمی ندارم مونس دلی ندارم ای تنها ستاره ی شب های بی کسی ام باید جنگید پس تنهایم نگذار تو هم مثل من با خوبی ها بدی ها بجنگ بگذار با بودنت طعم عشق را بچشم پس بمان و دستانم را در این شهر غریب بی کس نگذار عشق يک جوشش کور است "دکتر علي شريعتي"
استفان هاوكينگ، دانشمندان سرشناس جهان به زودي از يك ساعت بدون عقربه پرده برداري ميكند كه زمان را با كمك نور نشان مي دهد. اين ساعت كه «كورپوس كلاك» نام دارد، توسط دكتر جان تيلور از كالج كورپوس كريستي كمبريج طراحي و اختراع شده است. ساعت كورپوس براي نماي خارجي ساختمان جديد كتابخانه كالج در نظر گرفته شده است. دكتر تيلور مخترع و ساعت سازي است كه 500 هزار پوند از بودجه شخصي خود را براي اين كار اختصاص داده و ساعت كورپوس را طي هفت سال طراحي و ابداع كرده است. تيلور در ساخت اين ساعت از طراحي هاي زيباي جان هارسون الهام گرفته است. ساعت كورپوس داراي يك موتور الكتريكي است، عقربه ندارد و به روش جديدي كه استفاده از نور است زمان را نشان ميدهد. اين ساعت شماره ديجيتالي هم ندارد، بلكه در عوض مجموعهاي از شكافها روي صفحه آن ايجاد شده كه هر كدام يك دهم عرض يك درجه هستند. نورهاي آبي رنگ LED و لنزهاي كوچك به ترتيب پشت شكافها قرار ميگيرند، به طوري كه وقتي چرخ دندهها حركت ميكنند، مجموعهاي از نورها با حركت سريع در مدارهاي متمركز حركت ميكنند تا ثانيههاي در حال گذشتن را نشان دهند. روز اول مهرماه سال جاري استفان هاوكينگ از اين ساعت پرده برداري مي كند. هاوکینگ تا به حال دوازده درجه افتخاری از دانشگاههای مختلف دریافت کرده است. او عضو جامعه سلطنتی انگلیس و آکادمی ملی علوم آمریکا است. از جمله کتابهای دانشگاهی هاوکینگ میتوان به " ساختار جهان در مقياس بزرگ "، "نسبیت عمومی: بررسی صدساله اینشتین " ، " 300 سال جاذبه " اشاره کرد. او همچنین سه کتاب برای عموم مردم نوشته است: " تاریخ مختصر زمان " که به پرفروشترین کتاب علمی جهان تبديل شد، " سیاهچالهها، جهانهای نوزاد و سایر مقالات " و "جهان در پوست گردو ". 
تویی که پاکی را در نگاه زیبایت میبینم
و تنهایم نگذار این دنیا بی تو زیبایی ندارد
اری عزیز دلم من میخواهم کنارت باشم
میخواهم تو از ان من باشی
عزیزم دوستت دارم باور کن که تو تنها عشق بودی و خواهی ماند
ای تک سوار جاده ی عشق و زندگیم دوستت دارم
بمان ... اری بمان
شاهد لحظه هایی که من بی تو مانند شمع اب میشوم و میسوزم...
به وسعت یه دریای طوفانی دوستت دارم
ای عشق مقدسم دوستت دارم
عشق تو اب میشدم و در اتش عشقت میسوختم
دوست داشتم در کنارت بودم تا در چشمانت خیره میشدم
اری ای عشقم تنها کسم من عاشقم عاشق تو
نگذار با بدی ها زشتی ها نامردی های دنیا اشنا شوم
تو هم مثل من با سختی ها بجنگ برای بهم رسیدن
نگذار با نبودنت دراین دنیای به ظاهر زیبا غرق شوم
نگذار با نبودنت من نیز نابود شوم
بگذار با بودنت به شهر ارزوها سفر کنم
پس بمان و مثل من چشم انتظار پیوند باش.....
و پيوندي از سر نابينايي،
دوست داشتن پيوندي خودآگاه
واز روي بصيرت روشن و زلال.
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و
هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع مي کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج ميگيرد.
عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر ميگذارد
دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند.
عشق طوفاني ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
عشق جنون است
و جنون چيزي جز خرابي
و پريشاني "فهميدن و انديشيدن "نيست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر ميرود
و فهميدن و انديشيدن رااززمين ميکند
و باخود به قله ي بلند اشراق ميبرد.
عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق مي آفريند،
دوست داشتن زيبايي هاي دلخواه را
در دوست مي بيند و مي يابد.
عشق يک فريب بزرگ و قوي است ،
دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي،
بي انتها و مطلق.
عشق در دريا غرق شدن است،
دوست داشتن در دريا شنا کردن.
عشق بينايي را ميگيرد،
دوست داشتن بينايي ميدهد.
عشق خشن است و شديد و ناپايدار،
دوست داشتن لطيف است و نرم و پايدار.
عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا يقين است و شک ناپذير.
ازعشق هرچه بيشتر نوشيم سيراب تر ميشويم،
از دوست داشتن هرچه بيشتر ،تشنه تر.
عشق نيرويي است در عاشق ،که او را به معشوق ميکشاند،
دوست داشتن جاذبه اي در دوست ،
که دوست را به دوست مي برد.
عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست.
عشق معشوق را مجهول و گمنام مي خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز ميخواهد
وميخواهد که همه ي دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق رقيب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کويش را چو جان خويشتن دارند”
که حسد شاخصه ي عشق است
عشق معشوق را طعمه ي خويش ميبيند
و همواره در اضطراب است که ديگري از چنگش نربايد
و اگر ربود با هردو دشمني مي ورزد و
معشوق نيز منفور ميگردد
دوست داشتن ايمان است و
ايمان يک روح مطلق است
يک ابديت بي مرز است
از جنس اين عالم نيست.”

| Design By : Night Skin |




