ٍstudent of Ferdowsi university
(مردي از امام درخواست اندرز كرد) و درود خدا بر او، فرمود: از كساني مباش كه بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاي دراز به تأخير مي اندازد، در دنيا چونان زاهدان سخن مي گويد، اما در رفتار همانند دنيا پر ستان است، اگر نعمت ها به او برسد سير نمي شود، و در محروميت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شكر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است. ديگران را پرهيز مي دهد اما خود پروا ندارد؛ به فرمان برداري اطاعت امر مي كند اما خود فرمان نمي برد، نيكوكاران را دوست مي دارد اما رفتارشان را ندارد؛ گناهكاران را دشمن دارد اما خود يكي از گناهكاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي دارد، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشايند ساخت پا فشاري دارد، اگر بيمار شود پشيمان مي شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوش گذراني هاست؛ در سلامت مغرور و در گرفتاري نااميد است؛ اگر مصيبتي به او رسد به زاري خدا را مي خواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روي بر مي گرداند. نفس او به نيروي گمان ناروا، بر او چيرگي دارد، و او با قدرت يقين بر نفس خود چيره نمي گردد. براي ديگران كه گناهي كه كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميد وار است. اگر بي نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون كار كند در آن كوتاهي ورزد، و چون چيزي خواهد زياده روي نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را برگزيده، توبه را به تأخير اندازد، و چون رنجي به او رسد از راه ملت اسلام دوري گزيند؛ عبرت آموزي را طرح مي كند، اما خود عبرت نمي گيرد؛ در پند دادن مبالغه مي كند، اما خود پند پذير نمي باشد. سخن بسيار مي گويد، اما كردار خوب او اندك است ! براي دنياي زود گذر تلاش و رقابت دارد، اما براي آخرت جاويدان آسان مي گذرد؛ سود را زيان، و زيان را سود مي پندارد؛ از مرگ هراسناك است، اما فرصت را از دست مي دهد؛ گناه ديگري را بزرگ مي شمارد، اما گناهان بزرگ خود را كوچك مي پندارد؛ طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مي داند؛ مردم را سرزنش مي كند، اما خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه برخورد مي كند؛ خوشگذراني با سرمايه داران را بيش تر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مي كند، اما هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد، ديگران را هدايت اما خود را گمراه مي كند، ديگران از او اطاعت مي كنند، و او مخالفت مي ورزد، حق خود را به تمام مي گيرد، اما حق ديگران را به كمال نمي دهد، از غير خدا مي ترسد، اما از پروردگار خود نمي ترسد ! . (حكمت 150) اهميت نيت ها و درود خدا بر او، فرمود: آن كس كه از كار مردمي خشنود باشد، چونان كسي است كه همراه آنان بوده و هر كس كه به باطلي روي آورد، دو گناه بر عهدة او باشد: گناه كردار باطل و گناه خشنودي به كار باطل. (حكمت 154) روش برخورد با دوستان بد و درود خدا بر او، فرمود: برادرت را با احساني كه در حق او مي كني سرزنش كن، و شر او را با بخشش بازگردان. (حكمت 158) فقر و نابودي و درود خدا بر او، فرمود: فقر، مرگ بزرگ است ! . (حكمت 163) پرهيز از زر اندوزي و درود خدا بر او، فرمود: اي فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنيد، براي ديگران اندوخته ايد. (حكمت 192) بي توجهي به سپاسگزاري مردم و درود خدا بر او، فرمود: ناسپاسي مردم تو را از كار نيكو باز ندارد، زيرا هستند كساني، بي آنكه از تو سودي برند تو را مي ستايند، چه بسا ستايش اندك آنان براي تو، سود مندتر از ناسپاسي ناسپاسان باشد. (حكمت 204) خدايا! با تو عهد مي بندم كه جز تو نخواهم،با تو عهد مي بندم كه بر غير تو سجده نياورم و ركوع كس نكنم . اله من! با تو پيمان مي بندم در سختي ها جز تو كس فرياد نزنم، با تو پيمان مي بندم كه سختي در راه تو خسته نگردم و جز به تو دست نياز بر نياورم. مهربان خداي من! چه دنياي عجيبي به پا داشتي كه هر لحظه آبستن حادثه اي شگفت است! به تو پناه مي برم از شّر آنچه شيطان در آن نفوذ دارد. خداي من! چه دنياي غير قابل پيش بيني آفريدي كه نمي توان يك لحظه بعد را ديد و.... الهي! الهي! الهي! باز امشب به بهانه اي بندم، باز اين دل هوس گفتن با تو دارد اله من. الهي! نه از نه گفتن مي هراسم كه از در غير بند تو افتادن است كه مي هراسم، خداي من! نه از تهديد مي ترسم و نه از فردايي كه بگويم........ خداي من! هر كس نداند تو خوب مي داني كه غير تو آرزويي نيست مرا. خدايا! اين چه اضطرابي است بر دل بي معرفتم!؟؟؟ رهايم كن از اين تنگنا، رهايم كن از اين دلتنگي، رهايم كن از اين غربت، رهايم كن ازا ين بند .......... يا ربّ! اين دل اسيرغير خودت مگردان! الهي! دل به تو دادم خود محافظش باش. الهي عظم البلاء! مرا غير تو اميدي نيست.چه اشوبي است بر دل .............. در پناه خداي آسمان و زمين روز اول روز دوم روز چهارم روز نهم
ادامه مطلب
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دونفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه می دارد.
راز دوم عشق
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
راز سوم عشق
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است
راز چهارم عشق
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيباييبرويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از
علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.
راز پنجم عشق
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار
راز ششم عشق
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد
راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافاتكوچك و زود گذر نيست ؟
راز هشتم عشق
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دستآوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح
درك كند . قلبت را آرامكن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .
راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسينكردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه
احساسات بشري بهقدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند
راز دهم عشق
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون
كلام رابطه برقرار كنيد .
از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.
سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.
روز سوم
همه چيز را همانطور كه هست بپذير.
خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد.
خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند.
اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو
تمرين كن تا از درون شاد باشي.
اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند.
خودت رئيس كارخانة شادي سازي باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند
براي ابر چه فرقي مي كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي كني؟
روز ششم
وقتي تصميم به انجام كاري مي گيري،
از خود نپرس : من چه مي خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاري به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.
روز هفتم
هنگام تصميم گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟
پرسش درست اين است كه : چه كاري به نفع همه است؟
خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.
روز هشتم
وقتي كار به مشكل مي خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتي شنا ياد مي گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.
براي موفقيت در هر كار،
بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي.
آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري،
بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.
روز دهم
اگر طرحي در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر مي كردي،
دلسرد نشو.همه چيز اين دنيا همين طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



