ٍstudent of Ferdowsi university
نگرش که مانع پیشرفت در زندگی می شود من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم. عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم. در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛ 1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید. 2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید. 3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد. 4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد. 5- پذیرش جبر مطلق این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند. دوسـتشدارم، غمـش در سینه باشد یا نباشد صـورت مـاهـش در ایـن آیـیـنـه باشـد یا نباشـد یـادی از ایـن عـاشـق دیـریـنـه بـاشـد یا نبـاشد جـای مـن آغـوش ایـن سنگینـه باشـد یا نباشد روی تـنـهـایـیام پرنـــده نشســت بـت مـن جـان گـــرفــت ابـراهـیــم شبنـماست او، وضو نمــیخواهـد خونپیغمبرانبه شیشــهی اوست رو به هر سو که میکنم او هست چشمهایم به دست اوست هنــوز بـت مــن را تـبـــر نمـــیشـکـنــــد کار من مشکــل اسـت ابــراهـیــم بت من چون بت تو سنگـی نیست چـشــم و ابــرو نـمیزنـد بـت تــــو حـرفهــای مــرا نمــیفـــهمــــی تـا تـو بـاشـی و بـتپـرسـتـیـــــدن چشمهایت نمانده پیشکســـــی شده اندیشهی کسی خـــورهات؟ مثـل دیــوانـههــا نـگــاه کـنـــــی؟ لاف پــیـغــمــبـــری مــزن ایـنـجا بت عشـق اسـت سـر فــرود آور خون میافتد به عشوه در جگرت از غمـش سر به چاه خواهـیبرد بـه خـدایـت پنــاه خـواهـیبــــــرد مثل گُل خنده میکنــد بت مـــن مـیخـزد یـوسـفـانـه بــر بدنـــش بـاغ لـبهـــای زعـفــــــرانـــی او مــژههــای بـلـنــد روی همــــش آه از ایـــن مـــاه چـــاردهســــاله روی تنهایـیام پـرنـــده نشست بـت مــن جـان گـرفـت ابـراهیـم روی لبهای دیگران جاریست تـا تـو باشـی و بـتپـرسـتـیــدن هر چه دلخواه اوست میگویم سجـده بـر پـای ایــن صنم نکنم تـو کـه پیغمبـری چـهکـار کنــم؟ مشاهده می شود که تعداد بسیار زیادی از افراد فاقد قابلیت های لازم به منظور رشد و ارتقای عزت نفس خود هستند، از اینرو بر آن شدیم تا لیستی تهیه نماییم که به واسطه آن راحتتر بتوانید عزت نفس و به مثابه آن علاقه به خود را افزایش دهید. برای داشتن یک زندگی پربار و مملو از روابط موفق، ابتدا باید از خودتان شروع کنید؛ اگر خودتان را دوست نداشته باشید چگونه می توانید دیگران را دوست بدارید؟ "اگر می خواهید همه شرایط زندگیتان درست شود از عشق ورزیدن به خویشتن شروع کنید" "برای فهمیدن این ۱۷ تکنیک به ادامه مطلب مراجعه کنید" شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است 
ادامه مطلب
یـاد او در خـاطـر مـن هـسـت اگــر در خـاطـر او
شیشهی ایمان بهدست افتادهام در پای آن بت
لبهای من به خنــده نشســت
بـاز طــوفــان گــــرفــت ابـراهـیـــم
بـت مـن رنـگ و بــو نمـیخـــواهـد
برگ و بار جهان ز ریشــهی اوست
هـر طرف نقـش آن پــریرو هست
دلـم از غصـه مسـت اوست هنــوز
مـیزنـم هـرچـه... در نمـیشکنــد
تـو بـتـت از گِـل اسـت ابــراهـیـــم
تو بهارت به ایــن قشنگی نیســت
گُـل بـه گـیـسـو نمیزنـد بـت تــــو 
تـو صــدای مــرا نمــیفــهــمـــــی
امـتـحــان کـن جـمـــال او دیـــــدن
تو دلت خون نبـوده در هـوســــــی
تــو نـشـسـتـیکـنـار دلـهــــرهات؟
شـده از عمـق سینـه آه کنــــی؟
خـیــمــهی ســروری مـزن اینجـا
عرض و جـدی بـر ایـن وجــود آور
آب خــواهــدشـــد آهـــن تبــــرت
غنچـه را بنـده مـیکنـد بت مـــن
مـاه در چــاه تـنـگ پـیـــرهـنـــش
آبـــی چـشــــم آسـمــــانـــی او
شـب زیـبـــای گیسـوان خمــش
قـطــرهی ژالــــه بـــر رخ لالــــــه
لبهای مـن به خنـــده نشست
بـاز طــوفــان گــــرفـت ابـراهیـم
او در اندیشهی زمان جاریست
امتــحـان کــن جـمــال او دیــدن
مـــــن زبــانریــز آن پـــریرویــم
چـه کـنـم رو بـه این حرم نکنم؟
مـن چـه بـا ایـن دل فگـار کنــم؟
انسان ها با گذشت زمان سعی در هموار کردن مسیر تکامل خود دارند. در برهه های مختلف زندگی با افراد بیشماری رابطه برقرار کرده و شکست می خورند. اما علت چیست؟ تصور بر این است که اساس همه ی این جستجوها فقط و فقط بر پایه پر کردن خلاهای احساسی است. این افراد صرفاً به دنبال پر کردن فضاهای خالی وجود خودشان هستند. زمانی که قادر نیستید با شخصیت درونی خود ارتباط برقرار کنید، نباید انتظار داشته باشید که بتوانید با اطرافیانتان ارتباط موفقی پایه ریزی نمایید. دلیل عمده شکست های عاطفی عشق ناکافی افراد نسبت به خودشان است.
اگر شما هم جزء افرادی هستید که دارای اعتماد به نفس پایینی می باشید، باید بدانید که به همان اندازه از عزت نفس پایینی هم برخوردار هستید و این مسئله ثابت می کند که دچار فقدان علاقه فردی به خودتان هستید. درون قلبتان حتی یک ذره مهر و محبت هم برای خودتان باقی نمانده! ذهن شما آنقدر درگیر فکرهای خوار کننده شده که عشق ورزیدن به خودتان را کاری غیر ممکن و غیر طبیعی قلمداد می کنید.
فراموش نکنید که تا وقتی خودتان با اراده ی شخصی تصمیم به انجام کاری نگیرید، نمی توانید انتظار رخ دادن آن را داشته باشید. این مسئله بطور مستقیم مبین قانون جذب می باشد. زمانیکه شما خودتان را دوست ندارید به کائنات می گویید که من بی ارزش هستم و لیاقت عشق و محبت را ندارم و هیچ نتیجه مثبتی از آن من نخواهد بود. با زبان بی زبانی به عالم هستی می گویید که عشق و محبت را به سوی من روانه نساز!
زمانیکه به طور ارادی تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید، آنوقت تبدیل به یک فرد شاد و خوشحال می شوید و به سمت داشتن یک زندگی مفرح و کامل هدایت خواهید شد. اگر خودتان را دوست نداشته باشید از عزت نفس پایینی برخوردار خواهید بود و هیچ گاه نمی توانید استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت برسانید.
در واقع هنگامیکه تصمیم می گیرید خودتان را دوست داشته باشید، با این تفکر به خود می گویید: "می خواهم زنده باشم و زندگی کنم". با بکارگیری این طرز تفکر خود را مسئول اتفاقاتی می کنید که در زندگی برایتان رخ می دهد و دوست دارید از زندگی خود نهایت استفاده را بکنید، از لحظه هایتان لذت برده و بدرخشید.
حال اگر تصمیم گرفته اید که خودتان را دوست داشته باشید، اما نمی دانید که باید از کجا شروع کنید، ما 17 شیوه متفاوت که به شما کمک می کند تا بتوانید بیش از پیش خودتان را دوست داشته باشید و عزت نفس از دست رفته خود را دو باره باز جویید، معرفی می کنیم.
ادامه مطلب

| Design By : Night Skin |




