تبليغاتX
كسب درآمد 100% تضميني ٍstudent of Ferdowsi university - شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است


ٍstudent of Ferdowsi university

 

بیا که دوست دارمت !!بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد. بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست...بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است. آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم. بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم چشمان پرسش خود را  تو بسته دار. لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.« بیا دوباره دوست دارمت »شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.
 
 
      

 

شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است

نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:37 توسط امیر حسین بیانی| |


Design By : Night Skin

كسب درآمد 100% تضميني